اجي ، من همه خاطراتتون رو خوندم و مرور كردم
شمال ، كوه
اون موقع كه مي رفتيد خونه دوست دوستتون و داداشي هنوز خونه نداشت
مي رفتيد اسكي
اون شب كه در اثر گاز گرفتگي مسموم شديد
طوطي ها ، راسي داداشي ديگه نيستشون؟؟؟
هر چند منتظر خاطرات اسپانياتون بودم كه نشد