• وبلاگ : حرفها و خاطره هاي من و عشقم
  • يادداشت : پنجشنبه 11 ذر 89 - روز دوم
  • نظرات : 1 خصوصي ، 6 عمومي

  • نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     
    + ماهي كوچولووو 

    من يه چيزي بگم؟؟

    اشازه؟؟

    ميگم عشقت خيلي قشنگ تر مي نويسي ها ؟ اره ابجي؟؟

    تو هم خوب مي نويسي و لي اون يه جوري باحال تره

    انقد خوشحالم كه عشقولانه هاتون رو ميخونم

    به خدا فضولي نيستا

    خوشم مياد خو

    پاسخ

    آره باهات موافقم . . . . عشق خيلي خيلي خوبتر مي نويسه ولي آنقدر به نوشته هاي من بها ميداد و انقدر انرژي مثبت . . . . كه من ديگه غرق نوشته هايي خودم مي شدم و همه رو فراموش مي كردم . . . مثل غروري كه نارسيس تو دل درياچه آب شيرين بوجود آورده بود . . . . . (اول كتاب كيمياگر . . .) من غرق تو نوشته هاي خودم مي شدم كه اصلاَ اصراري واسه نوشته هاي عشق...... نميكردم....................