سلام عزیزترینم،
سلام عشقم،نازنینم،فدات بشم،
نمی دونی چه احساسی پیدا میکنم وقتی بهم میگی که اینهمه واسه خوندن دست نوشته هام بی قراری!
آخه شما که نمی دونین! من 2 روزه اصلاً نتونستم وارد وبلاگم بشم و متنی بهش اضافه کنم! عشقم که غروب زنگ زد، گفت: همه نوشته های تکراریمو چند بار خونده! گفت که اصلاً مهم نیست که خوب بنویسم یا بد،فقط باید حتماً حتماً امشب واسش یه چیزی بنویسم! حتی کم،حتی بی مزه !
الهی قربونت برم من،تو که میدونی الان تو چه شرایطی دارم می نویسم؟؟؟فقط واسه تو که همه عمرمی می نویسم که نازنینم : خیلی خیلی دوست دارم!هیچ دلیلی واسه دوست داشتنت ندارم!فقط و فقط و فقط به خاطر خودت. . . ، باور کن هیچی ازت نمی خوام،فقط نگاه های زیباتو از من برندار،میدونی چقدر چشماتو دوست دارم؟ چشمایی که پر از حرفه! چقدر لباتو،خند های ریزتو که فقط واسه منه، دستاتو که سرشار از آرامشه،صدای قلبتو که دیونم می کنه. . . دیگه نمی تونم بگم . . . اشکم جاری میشه . . .
اصلاً تو چه احتیاجی داری که بدونی من چقدر دوست دارم ؟؟؟!!!!
آهای مردم دنیا ! آهای دوستایی که این نوشته ها رو می خونین ! شما رو به خدا به عشقم حسودی نکنین!مبادا چشش بزنین! هیچکس نمی تونه بین من و عشقم فاصله بندازه! هر چی فاصله هست،بسه !
دوست دارم جیگرم،عشقم، دنیام رامشم،باورم . . .
کلمات کلیدی: